خرید بک لینک
شب خسته بود از درنگ سیاهشمن سایه ام را ، به میخانه بردمهی ریختم خورد و هی ریخت ، خوردمباهم شنیدیم و دیدیممیخواره ها و سیاه مست ها راو جام هائی که پر بود و می ماند ، خالیبا هم دیدیم و شنیدیمآن مست شور

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:13

...تو از ابر بهتری. تو به سپیده دم خواهی رسید. مبادا بلغزی. من دوست توام و دست تو را می گیرم. روان باش که پرندگان چنین اند و گیاهان چنین اند . چون به درخت رسیدی به تماشا بمان . تماشا تو را به آسمان خو

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:13

نمی دانم چه میخواهم بگویم

غمی در استخوانم می گدازد....

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:13

نه از مسجدفتوحی شد نه از میخانه امدادی

به هرجانب که رفتم پای امیدم به سنگ آمد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:13

درها اگربسته شود زین خانقاه شش دری

آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:13

صفحه بندی